آزمایشگاه سنجش ابعادی و تلرانسی - دانشکده مهندسی هوافضا
آزمایشگاه سنجش ابعادی و تلرانسی
مسئول: : دکتر محمدعلی نوریان
کنترل تلرانسهای ابعادی و هندسی
آزمایشگاه سنجش ابعادی و تلرانسی دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی، مجهز به دستگاه اندازه گیری سه بعدی CMM
اندازهگیری انواع قطعات صنعتی با دقت ۴ میکرون، حجم کارگیر دستگاه ۱۴۰۰x۸۰۰x۶۰۰ میلیمتر
اندازهگیری تلرانسهای ابعادی و هندسی مانند Form, Location, orientation, Run out و دیگر تلرانسها مانند تقارن، هممحوری و هممرکزی
ارائه گزارش کامل اندازهگیری و صدور گواهینامه معتبر از سوی آزمایشگاه
دارای گواهینامه کالیبراسیون از آزمایشگاه METRIC
CMM چیست؟
دستگاه اندازهگیری مختصات که به آن CMM نیز میگویند، قطعهای از تجهیزات است که هندسه اشیاء فیزیکی را اندازهگیری میکند. CMM، از یک سیستم کاوشگر (probe) برای تشخیص نقاط روی سطوح اشیاء کمک میگیرد.
CMMها اغلب برای آزمایش یک قطعه یا مونتاژ استفاده میشوند تا مشخص شود که آیا به هدف اصلی طراحی میرسند یا خیر.
CMMها در جریان کار تضمین کیفیت یا کنترل کیفیت یکپارچه میشوند تا ابعاد اجزای ساخته شده را بررسی کنند تا از مشکلات کیفیت جلوگیری یا حل کنند.
مزایای استفاده از CMM نسبت به بازرسیهای دستی یا بررسیهای انجام شده با ابزارهای اندازهگیری معمولی مانند میکرومترها و ارتفاعسنجها عبارتند از: دقت، سرعت و کاهش خطای انسانی.
CMMها اغلب برای آزمایش یک قطعه یا مونتاژ استفاده میشوند تا مشخص شود که آیا به هدف اصلی طراحی میرسند یا خیر.
CMMها در جریان کار تضمین کیفیت یا کنترل کیفیت یکپارچه میشوند تا ابعاد اجزای ساخته شده را بررسی کنند تا از مشکلات کیفیت جلوگیری یا حل کنند.
مزایای استفاده از CMM نسبت به بازرسیهای دستی یا بررسیهای انجام شده با ابزارهای اندازهگیری معمولی مانند میکرومترها و ارتفاعسنجها عبارتند از: دقت، سرعت و کاهش خطای انسانی.
اجزای اصلی دستگاه CMM
دانستن در مورد یک ماشین CMM با درک عملکرد اجزای آن همراه است. در زیر اجزای مهم دستگاه CMM آورده شده است.
دانستن در مورد یک ماشین CMM با درک عملکرد اجزای آن همراه است. در زیر اجزای مهم دستگاه CMM آورده شده است.
Probe
محبوبترین و مهمترین جزء یک دستگاه CMM سنتی هستند که وظیفه اندازهگیری عملکرد را بر عهده دارند. سایر ماشینهای CMM از چشم نوری، دوربین، لیزر و غیره استفاده میکنند. با توجه به ماهیت آنها، نوک کاوشگر از یک ماده سفت و سخت و پایدار میآید. همچنین باید در برابر دما مقاوم باشد تا اندازه آن با تغییر دما تغییر نکند. مواد رایج مورد استفاده یاقوت سرخ و زیرکونیا هستند. نوک آن نیز میتواند کروی یا سوزنی باشد.
Granit table
میز گرانیتی جزء مهم دستگاه CMM است زیرا بسیار پایدار است. همچنین تحت تأثیر دما نیست و در مقایسه با سایر مواد، میزان سایش و پارگی کمتر است. گرانیت برای اندازهگیری بسیار دقیق ایدهآل است زیرا شکل آن در طول زمان ثابت میماند.
Fixture
فیکسچرها نیز ابزار بسیار مهمی هستند که به عنوان عوامل پایداری و پشتیبانی در اکثر عملیات تولیدی مورد استفاده قرار میگیرند. آنها اجزای دستگاه CMM هستند و در ثابت کردن قطعات در جای خود عمل می کنند. تعمیر قطعه مورد نیاز است زیرا یک قطعه متحرک می تواند منجر به خطا در اندازه گیری شود. سایر ابزارهای ثابت برای استفاده، صفحات فیکسچر، گیره ها و آهنرباها هستند.
Air Compressors and Dryers
کمپرسورهای هوا برای ایجاد هوای پر فشار مورد نیاز دستگاه برای حرکت بازو ها و خشک کن برای از بین بردن رطوبت موجود در هوا کمپرسور برای جلوگیری از آسیب دیدن دستگاه اجزای متداول ماشینهای CMM مانند CMMهای نوع دروازهای هستند.
-
مفاهیم اولیه1 - مقدمه
برای ساخت هر قطعه نیاز مبرم به اندازه ابعاد مختلف جسم میباشد تا بر اساس آن قطعه مورد نظر ساخته شود. پس از ساخت قطعه عملاً مشاهده میگردد که ابعاد جسم ساخته شده هر چند هم دقت داشته باشد نسبت به اندازه اصلی خطای کمی خواهد داشت این اختلاف به عوامل زیادی چون ابزار کار، جنس قطعه کار، باری که به دستگاه وارد میشود و کم و زیاد شدن دور دستگاه بستگی دارد برای تولید قطعات در صنعت از روشهای گوناگون ساخت استفاده میشود هر روش ساخت دارای دقت خاصی است. از اینرو اندازههای داده شده برای قطعه همواره با مقداری انحراف از اندازه حقیقی ساخته میشود که آنرا تلرانس مینامند. به همین دلیل در صنعت هرگز نمیتوان قطعهای را با دقت مطلق تولید نمود. بدیهی است هرچه دقت تولید بالا رود هزینه تولید افزایش مییابد و لازم است ابزار دقیقتر و نیروی کار ماهرتر استفاده نمود.
۲ مفاهیم اولیه
۲.۱. سیستم حدی: سیستمی که در آن تلرانسها و انحرافات، استاندارد شده است.
۲.۲. خط صفر: در نمایش گرافیکی سیستم حدود و انطباقات، خط مستقیمی است که مبین اندازه مبنا بوده وانحرافات و تلرانسها نسبت به آن سنجیده میشود.
۲.۳. اندازه مبنا: اندازهای است که انحرافات بالایی و پائینی نسبت به آن مقایسه میشود.
۲.۴. اندازه واقعی: اندازهای که بوسیله ابزار اندازهگیری بدست میآید.
۲.۵. حد ماکزیمم اندازه/حد بالایی: بزرگترین اندازه مجاز یک قطعه است.
۲.۶. حد مینیمم اندازه/حد پائینی: کوچکترین اندازه مجاز یک قطعه است.
۲.۷. حدود اندازه: دو اندازه حدی مجاز قطعه است که اندازه عملی آن بین این دو واحد و یا مساوی با یکی از آنها است. (شکل 1)
۲.۸. انحراف: اختلاف اجباری یک اندازه با اندازه مبنای مربوط به آن است.
۲.۸.۱.انحراف بالایی(ES,es): اختلاف جبری اندازه حداکثر و اندازه مبنای مربوطه است.
۲.۸.۲. انحراف پائینی (EL,ei): اختلاف جبری اندازه حداقل و اندازه مبنای مربوطه است.
۲.۸.۳. انحراف حدی: شامل انحراف بالایی و انحراف پائینی است.
(حروف بزرگ EL وES برای سوراخها و حروف کوچک ei و es برای محورها استفاده میشوند.) (شکل 2)
۲.۹. تلرانس: اندازه اختلاف بین حد بزرگترین و حد کوچکترین اندازه و یا اختلاف بین انحراف بالایی و پائینی است (شکل 3). برای نمایش تلرانس در مقابل اندازه اسمی دو عدد نوشته میشود، عدد بالایی بیانگر انحراف بالایی و عدد پائینی بیانگر انحراف پائینی است.به عنوان مثال در شیار ذیل انحراف بالایی +۰.۰۰ بوده و انحراف پائینی آن ۰.۰۲ - میباشد. (شکل 4)
۲.۱۰. تلرانس استاندارد(IT۹): در سیستم حدود و انطباقات ISO هر تلرانسی با عبارت (IT) شروع میشود.
۲.۱۱. درجات تلرانس استاندارد (IT): در سیستم حدود و انطباق، ISO هر تلرانس مشخص (مثلاً IT۷) برای هر دسته از اندازههای مبنا دارای دقت مشابهی است.
۲.۱۲ منطقه تلرانس: در نمایش هندسی منطقه محصور بین دو خط اندازه حدی ماکزیمم و مینیمم است.
۲.۱۳. کلاس تلرانس: این عبارت برای ترکیب انحراف پایه و درجه تلرانس بکار می رود. مثل h۹، D۱۳
۲.۱۴. محور: این اصطلاح طبق قرارداد برای بیان شکل خارجی یک قطعه به کار میرود و شامل شکلهای غیر استوانهای نیز میشود.
۲.۱۵. سوراخ: طبق قرارداد این اصطلاح برای بیان شکل داخلی یک قطعه به کار میرود و شامل شکلهای غیر استوانهای نیز میشود.
۲.۱۶. لقی: مقدار مثبت اختلاف بین اندازههای سوراخ و محور قبل از سوار کردن به شرطی که قطر محور کوچکتر از قطر سوراخ باشد. (شکل 5)
۲.۱۷. تداخل: اختلاف کنفی بین اندازههای سوراخ و میله قبل از سوار کردن وقتی که قطر محور بزرگتر از قطر سوراخ باشد. (شکل 6)
شکل 1: اندازه واقعیشکل 2: انحراف بالایی، پایینی و منطقه تلرانسشکل 3: نمایش منطقه تلرانس
شکل 4: نمونهای از نحوه نشان دادن اندازه به همراه تلرانسشکل 5: لقی در سیستم انطباق سوراخ و محورشکل 6: تداخل در سیستم انطباق سوراخ و محور -
نمادها، تعبیر و تفسیر تلرانسها و انحرافها۳.۱ نمادها
۳.۱.۱ درجات تلرانس استاندارد: استاندارد ISO برای هماهنگی در کارهای صنعتی یک جدول اصلی برای مقادیر اختلاف اندازه مجاز در قطرهای مختلف پیشنهاد کرده است برای کیفیت تلرانس ۲۰ مرحله در نظر گرفته شده است که این مراحل از ۰۱ شروع و تا ۱۸ ادامه دارد. IT۰۱, ITO, IT۱, IT۲,...IT۱۸
۱۱ الى IT۱۸ کاربرد عمومی داشته و IT۰۱ IT۰ کاربرد آزمایشگاهی دارند. با افزایش درجه، تلرانس زیاد شده و به تبع دقت آن کم میشود. ۱IT الی IT۵ برای کارهای بسیار دقیق مثل ابزارهای اندازهگیری استفاده میشود. درجه تلرانس IT۵ الی IT۷ بیشترین کاربرد را در صنعت دارد.
شکل 1، مقدار تلرانس را بر حسب اندازه اسمی و درجه تلرانس برای ۱۸ درجه IT که بیشترین استفاده را دارد نشان میدهد.
دو ستون اول سمت چپ حد بالا و پایین اندازه اسمی و اولین سطر نیز درجات مختلف IT را نشان میدهد. برای پیدا کردن تلرانس ابتدا اندازه قطر/طول را انتخاب نموده بصورت افقی ادامه میدهیم تا شماره کیفیت مورد نظر را که عمودی پایین میآییم قطع کند. عدد مورد نظر تلرانس پیشنهاد میباشد.
۳.۲ انحرافها
۳.۲.۱ موقعیت محدوده تلرانس: برای یک محدوده تلرانس یک اندازه ممکن است پنج حالت بوجود آید: (شکل 2)
A- حد بالا و پائین هر دو مثبت باشند.
B- حد بالا مثبت و حد پائین صفر باشد.
C- حد بالا مثبت و حد پائین منفی باشد.
D- حد بالا صفر و حد پائین منفی باشد.
E- حد بالا و پائین هر دو منفی باشند.
وقتی که حدود تلرانس هر دو مثبت یا هر دو منفی باشد اصطلاحاً Unilateral Tolerance اطلاق میشود و در غیر اینصورت Bilateral Tolerance میباشد.
در استاندارد ISO موقعیت محدوده تلرانس نسبت به خط صفر انحراف پایه که تابعی از اندازه اسمی میباشد توسط ۲۸ حرف (A..ZC) برای سوراخها و ۲۸ حرف (a..zc) برای محورها تعریف میشود. (برای جلوگیری از اشتباه در قرائت از حروف لاتینw,I,i,L,۱,o,O,Q,q,W استفاده نشده است)
شکل 3 موقعیت محدوده تلرانس را برای محور و سوراخ بصورت هاشور زده نشان میدهد ۲۸ وضعیت برای سوراخ و ۲۸ وضعیت برای محور وجود دارد و یک مجموعه انطباقی هر سوراخ میتواند با یکی از ۲۸ حالت محور انطباق داشته باشد. نکات قابل توجه در شکلهای 3 و 4 بشرح ذیل می باشد:
سوراخها:
انحراف بالایی و پایینی A تا G مثبت میباشد.
انحراف پایینی H صفر و انحراف بالایی آن مثبت میباشد.
انحراف JS متقارن بوده و برابر با +ITn/۲ میباشد.
انحراف بالایی J مثبت و انحراف پایینی آن منفی میباشد.
انحراف پایینی K منفی و انحراف بالایی آن بسته به گرید تلرانس مثبت یا صفر میباشد.
انحراف پایینی M منفی و انحراف بالایی آن بسته به گرید تلرانس، مثبت، منفی و یا صفر میباشد.
انحراف پایینی N منفی و انحراف بالایی آن بسته به گرید تلرانس منفی یا صفر میباشد.
انحراف بالایی و پایینی PZC منفی میباشد.
محورها:
انحراف بالایی و پایینی a تا g منفی میباشد.
انحراف بالایی h صفر و انحراف پایینی آن منفی میباشد.
انحراف بالایی K مثبت و انحراف پایینی آن بسته به گرید تلرانس مثبت یا صفر میباشد.
انحراف js متقارن بوده و برابر با +ITn/۲ میباشد.
انحراف بالایی j صفر و انحراف پایینی آن منفی میباشد.
انحراف بالایی و پایینی mZC مثبت میباشد.
۳.۳ نحوه استفاده از جداول استاندارد
در استاندارد ISO برای ۲۸ انحراف a تا zc / A تا ZC بر مبنای اندازه نامی مقادیر انحرافهای مبنا را برای محور و سوراخ در دو جدول جداگانه آورده است جدول پیوست ۱ مقادیر انحراف پایه (مبنا) را برای سوراخها و جدول پیوست ۲ انحراف پایه را برای محورها نشان میدهد.
۳.۳.۱ انحرافهای مبنا برای محورها ( بجز انحراف js ): انحرافهای مبنا برای محورها و علامت (- یا +) مربوطه در شکل 5 نشان داده شده است. مقادیر انحرافهای مبنا در جدول .. آورده شده است انحراف بالایی es و انحراف پائینی ei از انحراف مبنا و درجه تلرانس همانگونه که نشان داده شده است، بدست میآید.
۳.۳.۲. انحرافهای مبنا برای سوراخها (بجز انحراف JS): انحرافهای مبنا برای سوراخها و علامت (- یا +) مربوطه در شکل 6 نشان داده شده است. مقادیر انحرافهای مبنا در جدول آورده شده است. انحراف بالایی ES و انحراف پائینی EI از انحراف مبنا و درجه تلرانس همانگونه که نشان داده شده است بدست میآید.
۳.۳.۳ انحراف های مبنای JS و js: با توجه به توزیع متقارن محدوده تلرانس حول خط صفر مقادیر انحراف بالایی و انحراف پایینی مطابق شکل 7 با هم برابر میباشند.
شکل 1شکل 2: موقعیت محدوده تلرانسشکل 3: طرح شماتیک موقعیت انحراف اصلیشکل 4: انحراف های محور و سوراخ
شکل 5: انحرافهای مبنا برای محورهاشکل 6: انحرافهای مبنا برای سوراخهاشکل 7: انحرافهای مبنا JS و js -
سیستم انطباقات در استاندارد ISOهنگامی که دو قطعه داخل یکدیگر قرار میگیرند سطوح آن دو قطعه مجاور هم قرار گرفته و بر هم منطبق میشوند. در این صورت نوعی انطباق صورت گرفته است. در سیستم انطباق برای بیان نمودن مفهوم جسم داخل شونده و قطعهای که جسم داخل آن میشود، از دو مفهوم سوراخ و محور استفاده میشود. به نحوه درگیری محور و سوراخ انطباق گفته میشود که میتواند انطباق، لق تداخلی و فیمابین باشد. همانگونه که پیش از این نیز تعریف شد طبق قرارداد برای بیان شکل خارجی یک قطعه که میتواند غیراستوانهای باشد از اصطلاح محور استفاده میشود و اصطلاح سوراخ را برای بیان شکلهای داخلی قطعات که شامل شکلهای غیراستوانهای نیز میباشد، بکار میبرند. باتوجه به موقعیت تلرانسهای محور و سوراخ نسبت به خط صفر حالتهای مختلفی از انطباق به دست میآید:
- انطباق لق (آزاد)
- انطباق فیمابین (عبوری)
- انطباق تداخلی (پرسی)
۴.۱. انطباق لق (آزاد)
هرگاه پس از مونتاژ بین محور و سوراخ لقی وجود داشته باشد و کوچکترین اندازه سوراخ بزرگتر از بزرگترین اندازه محور باشد، انطباق صورت گرفته از نوع آزاد یا لق میباشد. شکل 1 موقعیت محدوده تلرانس سوراخ و محور را نسبت به خط صفر در انطباق لق نشان میدهد.
۴.۲. انطباق فیمابین (عبوری)
در انطباق عبوری محدوده تلرانس سوراخ و محور یا همپوشانی جزئی یا کلی دارند. در این انطباق اندازه سوراخ و محور به یکدیگر بسیار نزدیک بوده و پس از مونتاژ لقی یا تداخل ایجاد میشود. شکل 2 موقعیت محدوده تلرانس سوراخ و محور را نسبت به خط صفر در انطباق عبوری نشان میدهد.
۴.۳. انطباق تداخلی (پرسی)
در انطباق پرسی پس از مونتاژ، همواره بین سوراخ و محور تداخل روی میدهد و باید قطعه داخل شونده با یک نیروی فشاری تقریباً زیاد وارد سوراخ شود. در این انطباق کوچکترین اندازه محور از بزرگترین اندازه سوراخ بزرگتر است شکل 3، موقعیت محدوده تلرانس سوراخ و محور را نسبت به خط صفر در انطباق پرسی نشان میدهد.
۴.۴. انواع سیستم انطباقات
در استاندارد ISO دو نوع سیستم انطباق وجود دارد:
1- سیستم محور مبنا: انتخاب محور به عنوان مبنا در انطباقات را سیستم محور مبنا میگویند. در سیستم حدود و انطباقات ISO محور مبنا محوری است با انحراف بالایی صفر.
2- سیستم سوراخ مبنا: انتخاب سوراخ به عنوان مبنا در انطباقات را سیستم سوراخ مبنا میگویند. در سیستم حدود و انطباقات ISO سوراخ مبنا محوری است با انحراف پایینی صفر
۴.۴.۱. سیستم سوراخ مبنا: در این سیستم تلرانس سوراخ ثابت در نظر گرفته شده و لقی یا تداخل لازم به وسیله ترکیب حاصل از کلاسهای مختلف تلرانس محورها به دست میآید. همانگونه که در شکل 4 نشان داده شده است در این سیستم حد پایین اندازه سوراخ با اندازه مبنا برابر میباشد (انحراف پائینی سوراخ صفر است).
ترکیب های مختلف انطباق: H۶/h۶,H۶/js۵,H۶/p۴
۴.۴.۲. سیستم محور مبنا: در این سیستم تلرانس محور ثابت در نظر گرفته شده و لقی یا تداخل لازم به وسیله ترکیب حاصل از کلاسهای مختلف تلرانس سوراخها به دست میآید. همانگونه که در شکل 5 نشان داده شده است در این سیستم حد بالای اندازه محور با اندازه مبنا برابر میباشد (انحراف بالایی محور صفر است)
ترکیب های مختلف انطباق : G۷/h۴,H۶/h۴,M۵/h۴
۴.۵ معیار انتخاب سیستم انطباق محور یا سوراخ مبنا
بعضی از قطعات ساخته شده بصورت استاندارد سوراخ یا محور مبنا هستند. به عنوان مثال کنس داخلی بلبرینگ به عنوان سوراخ مبنا و کنس خارجی آن به عنوان محور مبنا است. عموماً در قطعات صنعتی به علت اینکه ماشینکاری محور جهت رسیدن به تلرانس مورد نظر و اندازهگیری آن سادهتر است و همچنین به دلیل اندازه استاندارد قلاویزها از سیستم انطباق سوراخ مبنا استفاده میشود. زمانی که متعلقات یک محور مانند تکیهگاه کوپلینگ چرخدنده بستها و... زیاد باشد محور اصلی را مبنا قرار داده و انطباقهای مختلف را با تغییر اندازه سوراخها بدست میآورند. برای مثال در شکل 6 گژنپین، که در سه نقطه با پیستون و دسته شاتون انطباق دارد محور مبنا میباشد و اگر سیستم سوراخ مبنا انتخاب میشد پین دارای پله میگردید.
4.6. عوامل مؤثر در انطباق:
عوامل مؤثر در انتخاب کلاس انطباق بشرح ذیل میباشد:
۱ - طول درگیری در انطباق
۲ - بار روی انطباق
۳ - سرعت
۴ - روغنکاری
۵ - دما
۶ - وضعیت سطوح
۷ - میزان رطوب
۸ - جنس ماده
در جداول استاندارد بسته به نوع طراحی و دقت مورد نظر جداولی وجود دارد که مقادیر انطباق را پیشنهاد میکند و طراح را در انتخاب کلاس انطباق مورد نظر راهنمایی میکند. شکلهای شماره 7 الی 9 مقدار انطباق پیشنهادی برای کارهای دقیق کارهای با دقت معمولی کارهای کم دقت را نشان میدهد.
شکل 1: موقعیت محدوده تلرانس سوراخ و محور در انطباق لقشکل 2: موقعیت محدوده تلرانس سوراخ و محور در انطباق عبوریشکل 3: موقعیت محدوده تلرانس سوراخ و محور در انطباق پرسیشکل 4: انطباق سوراخ مبنا
شکل 5: انطباق محور مبناشکل 6: انتخاب نوع انطباق برای ماشینسازی دقیقشکل 7: انتخاب نوع انطباق برای ماشینسازی عمومیشکل 7: انتخاب نوع انطباق برای ماشینسازی با دقت کم -
سیستم انطباقات در استاندارد ANSI۵.۱. تعاریف
۵.۱.۱. وضعیت حد ماکزیمم مواد (MMC)
در این وضعیت قطعه تولید شده نهایی بیشترین مقدار مواد مصرفی را دارد. برای مثال در انطباق محور و سوراخ قطر سوراخ حداقل و قطر محور حداکثر خواهد بود.
۵.۱.۲. وضعیت حد مینیمم مواد (LMC)
در این وضعیت قطعه تولید شده نهایی کمترین مقدار مواد مصرفی را دارد برای مثال در انطباق محور و سوراخ قطر سوراخ حداکثر و قطر محور حداقل خواهد بود.
(شکل 1)
۵.۱.۳. Allowance
اختلاف اندازه بین قطعات درگیر در شرایط MMC. برای مثال مقدار الوانس بصورت شکل 2، محاسبه میشود.
در سیستم ANSI کلاسهای انطباق به سه گروه عمومی تقسیم میشوند:
۱- انطباق لق گردشی و یا لغزشی
- RC انطباق لق گردشی یا لغزشی
- LC انطباق لق موضعی
۲-LT انطباق فیمابین (عبوری)
۳- انطباق نیرویی یا حرارتی
- LN انطباق تداخلی موضعی
- FN انطباق نیرویی و حرارتی
حروف نمادین فوق همراه با یک سری اعداد بکار میروند که این اعداد معرف کلاس انطباق است. به عنوان مثال FN۴ بیانگر کلاس چهارم از نوع انطباق نیرویی یا حرارتی است. هر یک از این علائم شامل دو حرف و یک عدد نماینده یک انطباق کامل است. ماکزیمم و مینیمم لقی یا درگیری و حدود اندازه قطعات درگیر شده از جداول مربوطه قابل اقتباس است. برای مثال شکل 3، حدود لقی و اندازه را برای RC۵ الى RC۹ نشان میدهد.
(Close Sliding Fits) RC۱: از این انطباق برای قرار گرفتن دقیق قطعاتی که نباید هنگام مونتاژ حرکت محسوسی داشته باشند، استفاده میشود.
(Sliding Fits) RC۲: این انطباق در مونتاژ دقیق با ماکزیمم لقى نسبت به کلاس RC۱ به کار میرود. حرکت راحت و روان که با افزایش دما درگیر میشوند.
(Precision Running Fits) RC۳: این انطباق در محدودهای است که حرکت گردشی آزاد است با سرعت پایین و فشار کم یاتاقان.
(Close Running Fits) RC۴: این انطباق در ماشینهای دقیق با سرعت و فشار یاتاقان متوسط با حداقل لقی استفاده میشود.
(Medium Running Fits) RC۵&RC۶: این انطباق برای سرعت بالا و یا فشارهای بالای یاتاقان و یاهر دو مورد استفاده میشود.
(Free Running Fits) RC۷: این انطباق برای مواردی با دقت پایینتر و تغییرات درجه حرارت بالا یا هر دو مورد استفاده قرار میگیرد.
(Loose Running Fits) RC۸&RC۹: این انطباق برای مواردی با تلرانسهای وسیع به همراه یک الونس در عضو خارجی استفاده میشود. (شکل 4)
(Location Clearance) LC: این انطباق جهت اجزایی که معمولا ساکن هستند و در عین حال به آسانی بتوان آنها را سوار و پیاده کرد به کار میرود. (شکل 5)
(Light Drive Fits) FN۱: این انطباق فشار کمی برای انطباق لازم دارد از این انطباق برای مونتاژ دائمی و مقطع نازک و یا با عضو خارجی چدنی استفاده میشود.
(Medium Drive Fits) FN۱: این انطباق برای قطعات فولاد معمولی و یا انطباق حرارتی در مقاطع کوچک استفاده میشود. (محکم ترین انطباق برای عضو خارجی از جنس چدن)
(Heavy Drive Fits) FN۱: این انطباق برای قطعات فولادی سنگین و یا انطباق حرارتی با سطح مقطع متوسط مناسب است.
(Force Fits) FN۱: این انطباق برای قطعات که توانایی تحمل تنش بالا را دارند مناسب است.
شکل 1: انطباق در سیستم ANSIشکل 2شکل 3شکل 4: محدوده تلرانس سوراخ و محور برای انطباق
شکل 5: محدوده تلرانس سوراخ و محور برای انطباق LNشکل 6: محدوده تلرانس سوراخ و محور برای انطباق FNشکل 7: محدوده تلرانس سوراخ و محور برای انطباق LT -
تلرانسهای عمومی (ابعادی)گاهی اوقات در نقشهها برای بعضی از اندازهها تلرانس مشخصی قید نمیشود. استاندارد ۲۷۶۸ ISO برای ساماندهی به اینگونه اندازهها تهیه شده است. این استاندارد برای قطعات فلزی تولید شده از روش برادهبرداری و قطعات تولید شده باروش ورقکاری معتبر میباشد. معالوصف احتمال استفاده از این استاندارد در تولید قطعات غیرفلزی نیز وجود دارد.
استاندارد مشابه ۸۰۶۲ ISO برای کارهای ریختهگری نیز وجود دارد. این استاندارد (ISO ۲۷۶۸) اندازههای زیر را که تلرانس مشخصی ندارند پوشش میدهد.
۱- اندازههای خطی (اندازههای خارجی داخلی قطرها، شعاعها، فواصل قوسهای خارجی، اندازه پخهای لبهها)
۲- اندازه زوایا (زوایایی که تلرانس آن قید نشده و به ۲-۲۷۶۸ ISO نیز ارجاع نشده است)
۳- اندازههای خطی و زاویهای که در اثر ماشینکاری قطعات مونتاژ شده ایجاد میشوند.
این استاندارد اندازههای زیر را پوشش نمیدهد:
۱- اندازههای خطی و زاویهای که نسبت به تلرانسهای عمومی استانداردهای دیگر ارجاع شده است.
۲- اندازههای کمکی که در براکت نشان داده شده است.
۳- اندازههای مطلق (تئوری) که در فریم مستطیلی نشان داده شده است.
۶.۱. اندازههای خطی
تلرانس عمومی اندازههای خطی از شکل شماره 1 بدست میآید. در این جدول باتوجه به کلاس تلرانس و اندازه اسمی مقدار انحرافهای مجاز اندازه بدست میآید. برای مثال تلرانس اندازه ۱۴۰ در کلاس m برابر با ۰.۰۵+- میباشد. (شکل 2)
برای محاسبه اندازه پخها و شعاع قوسها نیز از شکل 3 با مکانیزم مشابه استفاده میشود.
۶.۲. اندازههای زوایا
تلرانس عمومی زوایا تنها جهت عمومی خط را نشان میدهد و به انحراف هندسی خط یا سطح کاری ندارد. برای محاسبه تلرانس عمومی زاویه با مشخص بودن کلاس تلرانس و اندازه ضلع کوچکتر زاویه انحرافهای مجاز از شکل 4 بدست میآید.
نحوه نشان دادن بر روی نقشه: در صورتیکه در نقشه از تلرانس عمومی ISO ۲۷۶۸ استفاده میشود طراح باید نزدیک به بلوک عنوان نقشه به استاندارد مذکور اشاره نماید.
.۶.۳ مزایای تلرانسهای عمومی
۱- خواندن نقشهها آسانتر شده و استفادهکنندگان نقشه راحتتر درباره نقشه صحبت میکنند.
۲- وقت طراحان و نقشهکشها برای محاسبه تلرانسهای جزئیات گرفته نمیشود.
۳- برنامهریزی برای تولید و انتخاب روش ساخت آسانتر گردد.
۴- آیتمهای کنترلی توسط کنترل کیفیت راحتتر تشخیص داده میشود.
5- در انتخاب تأمینکنندگان و انعقاد قرارداد کمک مینماید.
7. انباشتگی تلرانسها
عموماً نقشهها به یکی از سه روش زیر اندازهگذاری میشوند.
۷.۱. اندازهگذاری زنجیرهای
در اینگونه نقشهها حداکثر اختلاف در یک اندازه با جمع تلرانس فواصل مابین دو فیچر برابر است. برای مثال در شکل 5 تلرانس بین سطح X و Y برابر است با +۰.۱۵ و -۰.۱۵
۷.۲. اندازهگذاری خط مبنا
با توجه به اینکه در اینگونه اندازهگذاری کلیه ابعاد نسبت به یک مرجع تعیین میشود برای محاسبه تلرانس بین دو فیچر تلرانس فیچر اول نسبت به خط مبنا را با تلرانس فیچر دوم نسبت به خط مبنا جمع نماییم. برای مثال در شکل 6 تلرانس بین سطح X و Y برابر است با مثبت منفی ۰.۱
۷.۳. اندازهگذاری مستقیم
در اینگونه اندازهگذاریهای مقدار تلرانس مستقیماً بر روی فیچر مورد نظر نوشته شده و کمترین مقدار تلرانس را دارد برای مثال در شکل 7 فاصله بین دو سطح X و Y +۰.۰۵ و -۰.۰۵ تلرانس دارد.
شکل 1: تلرانسهای عمومی اندازه خطیشکل 2: تلرانسهای عمومی اندازه برای شعاع قوسها و پخهاشکل 3: تلرانسهای عمومی زوایاشکل 4: اندازهگذاری زنجیرهای
شکل 5: اندازهگذاری خط مبناشکل 6: اندازهگذاری مستقیم -
تلرانسهای هندسی (GD&T)
تلفن ثابت: 77359572
تلفن همراه: 09050128133
تلگرام: cmm_kntu@
تلفن همراه: 09050128133
تلگرام: cmm_kntu@
آخرین بهروزرسانی: